
|
منوی اصلی
صفحه اصلی وبلاگ
دوستان ما
آخرین مطالب
آنفولانزای خوكی و راههای مقابله با آن اس ام اس تولد امام رضا (ع): سخناني ارزشمند از حضرت اميرالمومنين علي ( ع ) میلاد امام رضا(ع) شهادت امام صادق (عليه السلام) وصايای امام صادق (ع) سیستم پاسخگویی مسئولین اسلحه ای زاید!!!!!!!!!!!!! شهید رسول حیدرآبادی
|
نهضت عاشورا به لحاظ ماهيت اسلام خواهى،اصلاح طلبى و ظلم ستيزىاش،همواره الهام بخش انقلابيون و حركتهاى اصلاحى بوده است.انقلاب اسلامى ايران نيز ازآن سرچشمه سيراب شد و از محتواى عاشورا الهام گرفت.اين الهام گيرى هم از سوىرهبر انقلاب بود،هم از ناحيه مردم.شرايط سياسى و اجتماعى ايران قبل از انقلاب،شبيهدوران بنى اميه بود.فساد و ظلم حاكميت داشت،اسلام در حال نابودى بود،تبليغات ضداسلامى در اختيار طاغوت بود، ابتذال فرهنگى و غربزدگى،معروف شدن منكر،منكرشدن معروف،به زندان افتادن آزاد مردان،حيف و ميل بيت المال در راه عياشيهاىطاغوت،همه شرايطى را به وجود آورده بود كه اصلاحى عميق را مىطلبيد.تا زور بعنوانعامل استقرار حكومت نفى شود و معيارها حاكم گردد.
امام امت«ره»،با الهام از عاشورا،روح حماسه و غيرت دينى را در مردم دميد،بهحكومت اسلامى و حاكميت ارزشهاى قرآنى فرا خواند،مفاسد رژيم طاغوت را برشمردو در دوران تبعيد هم از اين راه دست بر نداشت.مردم،مبارزات خود را بر ضد يزيد زمانهمىدانستند و از تبيين مفاسد معاويه،يزيد،ابن زياد و...ذهنها به مفاسد و مظالم طاغوتيانمنتقل مىشد. مجالس محرم،منبرها،وعظها،نوحهها رنگ و حال و هواى سياسى وانقلابى گرفت.حتى شعارهاى مردم در راهپيماييهاى ضد طاغوتى،پيوند انقلاب وعاشورا را مىرساند(رهبر ما خمينيه،نهضت ما حسينيه).عاشورا محور بسيج مردم وشور گسترى بر ضد طاغوت شد. عنصر شهادت به مبارزه مردم جان و روح بخشيد. خانوادهها شهداى خود را به فرمان حسين زمان و محشور با شهداى كربلا مىدانستند. امام امت،در سخنرانيهايش و نيز در مصاحبهها،مشروعيتحكومتشاه را زير سؤال بردو خواستار تشكيل حكومت اسلامى بود.آنگونه كه سيد الشهدا«ع»نيز با امتناع از بيعت، لافتيزيد را نامشروع و غاصبانه دانست.نگرش سياسى به حادثه كربلا و درسآموزى از قيام عاشورا،سر لوحه دعوت امام خمينى و همفكران او بود و اعلام اينكه همهجا كربلا و هر روز عاشوراست،تاكيدى بر اين برداشت بود.قتل عام 15 خرداد،گرچهبظاهر سركوب نهضت امام بود،اما خونهاى شهدا و افشاگريها و مبارزات بعدى،اذهان رابراى يك انقلاب آماده ساخت. عاشوراى حسينى هم در ظاهر،با شهادت امام و يارانشبه پايان رسيد،ولى همان حادثه،بذر تحركها و بيدارگريهاى عظيمى را افشاند و به بارنشست.امام امت،با توجه به قدرت جذب، الهام،سازماندهى و شور آفرينى كربلا وعزاداريهاى ايام محرم و دستههاى عزادارى،اين سنت ديرين را بشدت،حمايت كرد. همچنانكه خطابه امام خمينى در 15 خرداد(12 محرم)آغاز اين نهضت بود، راهپيماييهاىتاسوعا و عاشورا نيز در آخرين سال حكومت رژيم پهلوى،ضربه نهايى را بر آن زد. امامتاكيد داشت كه روحانيون و خطبا،حد اعلاى استفاده را از منابر حسينى در ماه محرم وصفر داشته باشند.بهرههايى كه عاشوراى حسينى به پيروزى انقلاب رساند،فراوان بود. به تعبير امام امت:«اگر قيام حضرت سيد الشهدا«ع»نبود،امروز ما هم نمىتوانستيم پيروزشويم.». (22) «واقعه عظيم عاشورا از 61 هجرى تا خرداد 61 و از آن تا قيام عالمى بقية اللهارواحنا لمقدمه الفداء،در هر مقطع انقلاب ساز است.». (23) عاشورا و جبههها :پس از پيروزى انقلاب نيز،آنچه ملت را در مقابل استكبار جهانى،مقاوم و بى باك ساخت و امت انقلابى و رهبرى انقلاب،تن به سازش ندادند،همان درسعزتى بود كه از«هيهات منا الذله»ابا عبد الله آموخته بودند و آنچه كه در سالهاى دفاعمقدس،جبههها را گرم نگه مىداشت و سيل نيروى عظيم انسانى به جبههها سرازيرمىشد و فتح الفتوحها مىآفريد،درسهاى آموخته از كربلا و مكتب شهادت بود.امام امتفرمود:«انقلاب اسلامى ايران،پرتوى از عاشورا و انقلاب عظيم الهى آن است.» (24) و فرمود: «اين خون سيد الشهدا است كه خونهاى همه ملتهاى اسلامى را به جوش مىآورد.» (25) آنچه عاشورا داشت،يك بار ايدئولوژيكى و انگيزه مكتبى براى مبارزه بود.اين محتوادر ذهن رهبر انقلاب و در دل پيروان او شكل گرفت و نهضت را پديد آورد و پس ازپيروزى هم هشتسال دفاع خونين از انقلاب را اداره و تغذيه كرد.فرهنگ عاشورا والهام از اسوههاى كربلايى،حتى در وصيت نامهها،پيشانىبندها،شعارها،سرودها،نوحهها،تابلوهاى جبهه،رمز عمليات،مجالس ختم شهدا متجلى بود.وقتى فرماندهىمىگفت:«ما يك بار حسين را در كربلا تنها گذاشتيم و چهارده قرن،تحقير و تازيانه وتوهين و شكنجه چشيديم،هرگز مبادا اين بار حسين«ع»را تنها بگذاريم» (26) اين عمق تاثيرعاشورا را در دفاع مقدس ما نشان مىدهد. رزمندگان اسلام،به عشق حسين«ع»در جبههها تشنه جان مىدادند،انتظار و اميدحضور ابا عبد الله«ع»را بر بالين خود داشتند.آنچه به پيشانى بندها يا پشت لباسهاى رزمخود مىنوشتند،پيوند جبهه و كربلا را مىرساند،از قبيل:مسافر كربلا،زائر كربلا،يازيارت يا شهادت،هيهات منا الذله،يا قمر بنى هاشم،يا ثار الله،يا حسين شهيد،يا سيدالشهدا،عاشقان كربلا،كل يوم عاشورا،يا ابا عبد الله،لبيك يا حسين و...تابلو نوشتههاىجادههاى جبهه نيز الهام از فرهنگ عاشورا داشت.غير از تعبيرات ياد شده كه گاهى درتابلو نوشتهها هم ديده مىشد،عباراتى اين چنين نيز،گوياى اين حقيقت است:هر كهدارد هوس كرب و بلا بسم الله، اگر خسته جانى بگو يا حسين،وعدهگاه حزب الله صحنابا عبد الله،رزمندگان تا كربلا راهى نمانده،راه قدس از كربلا مىگذرد،پيش به سوى حرمحسينى،بسيجى مسافر جادههاى پر پيچ و خم كربلا و...دهها جمله ديگر. (27) نامگذارى برخى از عمليات نيز با الهام از نهضت عاشورا بود.عمليات محرم،مسلم بنعقيل،عاشورا،ثار الله،كربلاى 1 تا 10 و...از اين نمونههاست. رمز عمليات نيز گاهى ازاسامى مبارك حماسهسازان كربلا بود كه رزمندگان،شورى عاشورايى پديد مىآورد،همچون:يا حسين فرماندهى،يا ابا الفضل العباس،يا زينب،يا ابا عبد الله الحسين،همين كهرزمندگان خود را در مسير اهداف عاشورا مىديدند،شور مىگرفتند و همين كهخانوادههاى آنان به جبهه حسينى سرباز مىفرستادند،صبور و مقاوم مىشدند، شهيدانجبههها را مسافران بازگشته از كربلا مىدانستند(اين گل پرپر از كجا آمده؟از سفر كرب وبلا آمده)و عزيمت به جبهه را حركت به سوى حرم حسينى مىديدند(گرفتهايم جان بهكف و به كربلا مىرويم،پيش به سوى حرم حسينى)جانبازان بى دست را،اقتدا كنندگانبه قمر بنى هاشم مىدانستند و مادران و خواهران و دختران شهدا را درس آموخته اززينب و سكينه«ع»مىيافتند و مادر چند شهيد را به«ام البنين»تشبيه مىكردند و درحمايت از رهبرى انقلاب و اطاعت فرمان جهاد او،شعار«ما اهل كوفه نيستيم حسين تنهابماند»سر مىدادند.شبهاى حمله،با نوحه خوانى و سينه زنى و عزادارى براى امامحسين«ع»روحيه مىگرفتند. در آن سالها،عزيمت به جبهه،پاسخ به نداى«هل من ناصر»حسين زمان بود وجبهههاى غرب و جنوب كشور،«كربلاى ايران»محسوب مىشد و شهدايى كه بهعاشوراييان تاريخ مىپيوستند، سيراب شدگان از فرات عشق و علقمه يقين بودند و حتى«مفقود الاثر»ها،گمشدگانى در«حريم كربلا»تلقى مىشدند.اين باورها و برداشتها بود كهبه امت ما آرامش و اطمينان مىبخشيد و رزمندگان را براى رفتن به جبهه،بىتابمىساخت.انقلاب اسلامى ايران و دفاع مقدس،در اهداف،انگيزهها،شيوه مبارزه،روشهاى دفاع،روحيه مردم،شهادت طلبى و صبر، الهام گرفته از عاشوراست،تا پايان نيزبه اين فرهنگ وفادار مىماند.
نوشته شده توسط:مجنون العباس |
زندگي نامه حضرت فاطمه سلام الله عليها بسم الله النور ... .
نوشته شده توسط:مجنون العباس |
مهدی به علمداری مانند ابوالفضل است در وقت فرج او را سر بند ابوالفضل است
نوشته شده توسط:مجنون العباس |
زندگينامه علمدار کربلا حضرت ابوالفضل العباس(ع) حضرت ابوالفضل العباس (ع) جاودانه قهرمان است که شايد با ديگر قهرمانان قابل قياس نباشد و هيچ يک از شجاعان دوران گذشته و نام آوران زمان اينده نمل تواند خود را با او برابر بشمارندپس برای بهتر شناختن او از ابتدا بايد با روحيه و روش پدر و مادر گراميشان و با محيط تولد ,دوستان,معاشرين و ساير افراد خانتوادهاش اشنائی پيدا کنيم تا قضاوت و اظهار نظر ما درباره آن ستاره درخشان اهل بيت تکميل بوده و ناقص نباشد و زندگی اين قهرمان سر مشق و راهنمای زندگی ما باشد. در مورد شناخت پدر گرامی حضرت ابوالفضل(ع) تنها به اين سخن رسول خدا کفايت می کنيم که فرمودند: هيبت اسرافيل تربت ميكائيل,جلالت و عظمت جبرئيل ع سلامت آدم,خوف و رخشيت نوح , حزن يعقوب, حسن و جمال يوسف,مناجات موسي,زهد يحيي,پرخيزگاری عيسي, حسن اخلاق محمد(ص) همه در علی (ع) جمع است. خداوند نود صفت از صفانت خود پيامبران را در علی (ع) قرار داده که در احدی از بندگان وجود ندارد.بنابر اين گفته علی (ع) که ميفرمايند: اين درستاست که زن را صف آرائی و ميدان داری ؟؟؟؟؟. ولی زنان نيز در دنيای خويش می توانند جهاد کنند و جهاد زن مجاهدت وی در امورخاورميانه و قيام به آبادی خانه است.بنابراين لازم است شناخت کاملتر حضرت ابئالفضل (ع) را از جانب مادر محترمه شان شروع کنيم. سپس ادامه مطلب را با نام بانو ام البنين(ع) مزين و مطهر ميکنيم. يکی از همسران محترمه و معروف امير المومنين علی (ع) فاطمه مشهور به ام البنين دختر حزام بن خالد بن ربيعه بن الوحيد بن لعب عامر بن عامربن کلاب از خاندان جعفر بن کلاب رئيس طايفه هوازن است که در قسمت جنوبی شهر مکه سکونت داشتنند و مادرش سمامه دختر سهيل بن عامر بن عامر بن مالک بن جعفر بن کلاب بود. طايفه هوازن و اهالی مکه از زمانهای گذشته با يکديگر دشمنی داشتند و به دفعات با هم جنگيده بودند و همه آنها بت پرست بودند. چند روز بعد از فتح مکه توسط مسلمين پيغمبر اکرم (ص) دستور داد تا سپاه اسلام به اطراف مکه رفته و بتها را بشکنند. قبايل هوازن وقتی از اين فرمان آکاه شدند به فکر افتادند که از بتهای خويش دفاع کرده و از نابودی آنها جلوگيری کنند. به زودی قبايل مختلف هوازن از گوشه و کنار به هم پيوستند و به خصوص با افراد و احشام و زن و فرزند خود حرکت کردند.اين امر دليل آن بود که قيابل هوازن تصميم جدی گرفته بودند که يا بکلی از بين بروند و يا اينکه مکه را تسخير کنند. مسلمانان و ساير افراد مکه اختلافات خود را کنار گذاشته و با هم متحد شدند تا جلوی اين سيل خروشان را بگيرند. اين دو گروه در جايی به نام وادي(خنين) که منطقه ای کوهستانی است بين بين طائف و مکه و دارای تنگه خطرناک و باريکی است راه می پيمودند , غافل از اينکه طايفه هوازن در بالای کوه مستقر شده تا حمله خود را اغاز کنند. مسلمانان که بطور ناگهانی غافلگير شده بودند روحيه خود را باخته و به اين ترتيب عده قابل توجهی از مسلمين کشته شدند در اين ميال حضرت محمد(ص9 و حضرت علی (ع) و چند تن از فدائيان اسلام مقاومت به خرج داده و تلاش می کردند اما اين کوششها بيهوده بود.ناچار پيغمبر بر سنگ بزرگی ايستاد و فرياد براورد که : ای جماعت مهاجر و انصار کجا فرار می کنيد؟ شما در جنگهای فراوانی پيروز شديد در حاليکه تعداد نفرات شما خيلی کمتر از امروز بوده است برگرديد خدا ما را کمک می کند , در اين جنگ پيروزی از آن ماست. و سپس با آرايش جنگی کاملتری از آن تنگه خارج شدند و در دشت اوطاس با هوازن روبروگرديند و همانطوری که حضرت محمد(ص) گفته بود عاقبت بر طايفه هوازن پيروز شدند.افراد اين طايفه اسير مسلمين شدند و اموالشان به تصرف آنها درآمد. ولی چون حليمه دايه حضرت محمد(ص) که در کودکی او را شير داده بود از قبيله هوازن بود. لذا پيغمبر اسرا را به احترام حليمه آزاد کرد. وقتی قبيله هوازن اينهمه گذشت و جوانمردی را از مسلمانان ديدند اسلام آوردند و با اجازه پيغمبر به سوی مسکن های خود رهسپار شدند. ام البنين دختری از اين طايفه بود. او در خانواده ای پرورش يافته بود که هم مردان آن شجاعت و سخاوت معروف بودند و هم از علم و معرفت بهره کافی داشتند.لبيد شاعر مشهور عرب دائيش بود. عامر جد مادريش دلاور بی همتايی بود که در جنگها فقط با نيزه و سفان حمله ميکرد و نيزه پرانی زبانزد خاص و عام بود. عدوه جد پدريش در ؟؟؟؟؟ بی منذر امير مشهور عرب قدر و منزلتی فراوان داشت و اغلب اوقات از طرف او به عنوان مامور حفظ انتظامات به بازار مشهور عکاظ اعزام می شد. طفيل بن مالک بن جعفر بم کلاب دائی مادری او هم از جمله شجاعان عصر خويش بود. و تمام جنگجويان به قدرت بازو و مهارت او در شمشير زنی اعتراف داشتند. اين قبيله و افراد خانواده فاطمه – ام البنين – بود اما چگونه با امير المومنين ازدواج کرد. معروف است که عقيل برادر علی (ع) از علم «انساب» يعنی شب شناسی اطلاع کافی داشت. در آن دوران شاعری و قصه پرداری و شمشيرزنی و عرافی کار همه کس نبود وافراد انگشت شماتری در اين کار تخصص داشتند. بنابراين مهارت و تجربه عقيل روزی حضرت علی (ع) از او خواست تا دختری از طايفه های مشهور عرب برايش انتخاب کند که اور از فرزندان رشيد , شجاع و دلير بوجود ايد. عقيل پس از جستجوی فراوان بين قبايل مختلف عرب عاقبت فاطمه دختر خدام را پسنديد و اوصاف او را به اطلاع امام علی (ع) رسانيدعلي(ع) به عقيل فرمود تا برای خواستگاری فاطمه(ام البنين) به بستگانش مراجعه کند . عقيل به ديدن خدام بن خالد رفت و قتی خدام از مصقود او آگاه شد. بدون تامل موافقت خود را با اين ازدواج اعلام داشت و اين خبر مهم و قابل توجه را به اطلاع دخترش رسانيد و اين وصلت مبارک را برای خود و خانواده اش افتخاری بزرگ و سعادتی غير منتظره محسوب کرد. عقيل به نمايندگی از طرف برادرش علی (ع) خطبه عقد را جاری کرد و به اين ترتيب ازدواج فاطمه دختر خدام و علی (ع) در سال 12 يا اوايل سال 13 هجری قمری واقع شد و ايشان چهارمنين همسر امير المومنين(ع) بودند. اين دختر جوان وقتی کودکان خردسال علی (ع) را ديد بلافاصله تصميم به خدمت و پرستاری آنان گرفت و در اين کار تا حد يک مادر واقعی پيش رفت تا جايی که پس از چندی به علی پيشنهاد کردبه جای فاطمه که نام اصلی او بود او را ام البنين صدا بزنند تا فرزندان معصوم امام علی (ع) را به ياد مادر خويش فاطمه زهرا(س) نيافتاده و در نتيجه خاطرات تلخ گذشته در ذهنشان بيدار نگردد.و رنج بی مادری انها را ازار ندهد. بنابراين ام البنين همان زنی بود که علی (ع) در طلبش بود زنی که شيرهای پرقدرت و زورمندی چون قمر بنی هاشم(ع) عبداله,عثمان,و جعفر را به جهانيان عرضه کرد. شجاعانی که در همان ابتدای جوانی از بسياری سپاه دشمن نهراسند و در مقابل صدها و هزارها شمشير ترسی به دل راه ندهند حضرت اما البنين(س) چهارمين همسر حضرت علي(ع) بود ايشان برای شوهر گرانقدرش چه در زمان حيات و چه بعد از شهادت زنی صميمی و فداکار بود. اين زن بزرگوار چهار فرزند رشيد بدنيا آورد که عبارتند از: 1- حضرت ابوالفضل العباس(ع) که واقعه کربلا 35 ساله بودند 2- عبدالله 25 ساله. 3- عثمان 21 ساله . 4-جعفر 19 ساله بودند. که همگی اين عزيران در واقعه کربلا پس از پيکار شجاعانه با يزيديان به شهادت رسيدند. برادران حضرت ابوالفضل(ع) از نسل فاطمه زهرا (س) 1- حضرا امام حسن (ع) که تولد ايشان سال 3 هجری قمری در مدينه و شهادت ايشان در سال؟؟؟؟؟؟هجری قمری اتفاق افتاد. 2- حضرت امام حسين (ع) که تولد ايشان در سال 4 هجری قمری در مدينه و شهادت ايشان در سال 61 هجری قمری واقع شد. 3-حضرت محسن که در سال 11 هجری قمری شهيد شدند خواهران ابوالفضل (ع) از نسل فاطمه زهرا (س) 1- زينب کبري(س9 که در سال 5 يا 6 هجری قمری در مدينه بدنيا آمدند و ايشان در واقعه کربلا 52 ساله بودند و وفات ايشان در سال 62 هجری قمری 6 ماه و 20 روز پس از واقعه کربلا در منطقه غوطه سوريا فرمودند. حضرت علی (ع)مجموعا دارای 18 پسر و 18 دختر بودند در روايات آمدهاست هنگامی که به ام البنين(ع) خبر دادند که عباس شهيد شد پرسيد از حسين چه خبر داريد؟ گفتند عبداله نيز شهيد شد گفت از حسين چه خبر داريد؟ گفتند جعفر شهيد شد باز هم پرسيد از حسين من چه خبر داريد؟ به او گفتند عثمان هم به شهادت رسيد مجددا احوال حسين را جويا شد و وقتی فهميد امام حسين به دست دشمن به شهادت رسيده است. اختيار را از کف داد و بيهوش نقش بر زمين گرديد. او فرزندان همسرش را از جوانان دلبند خود بيشتر دوست داشت. و اين نکته را در طول زندگی با علی (ع) به اثبات رسانيد. او به خاطر شهادت اين جانبازان راه حقيقت چندان گريست که ديگر توانی برايش نماند. او در اين حالت به اطرافيان خويش می گفت : ديگر مرا ام البنين (مادر پسران9 نگوئيد. من ديگر پسری ندارم تا مادر آنها باشم. ام البنبن از زنان با فضيلت و عارف به حق اهل بيت (ع) بود و خود را وقف دوستی انان کرده بود. آنان نيز برای او جايگاهی والا و موقعيتی ارزنده قائل بودند .چنانچه زينب کبري(س)پس از رسيدن به مدينه نزد ايشان رفت و شهادت چهار فرزندش را تسليت گفت. نوه رسول خدا (ص) يعنی زينب کبری (س) به مناسبتهای مختلف نزد ام النبن نشان دهنده قدر و منزلت والای او نزد اهل بيت بود. فاطمه – ام البنين (س) – پس از واقعه کربلا گوشه گيری اختيار کرد و تنها يار و همدش غصه و اشک بود و در اين اندوه جانکاه هر لحظه از خداوند طلب مرگ می کرد و سرانجام مدتی پس از واقعه کربلا در شهر مدينه حق دعوت حق را اجابت کرد و هم اکنون آرامگاه ايشان در کنار قبور ساير افراد خاندان پيامبر (ص) در قبرستان بقيع زيارتگاه مومنين می باشد. عموهای حضرت عباس (ع) 1- طالب(ع) وی برادر امير المومنين (ع) و از همه برادران خود بزرگتر بوده است. طالب 3 سال قبل از هجرت رسول اکرم (ص) در مدينه در سن 53 سالگی از دنيا رفت. 2- عقيل (ع) وی از برادرش طالب, ده سال کوچکتر بوده است و در علم نسب شناسی ماهر بود وی در سال 50 هجری قمری در سن 96 سالگی در گذشت. 3- جعفر طيار(ع) وی ده سال از عقيل کوچکتر بود او در جنگ موقه(نزديک بيت المقدس) فرمانده سپاه اسلام بود.اين بزرگوار در موقع شهادت چهل و يک سال از عمر شريفش گذشته بود.
عمه های حضرت عباس (ع) 1- ام هانی – اين بانو همسر هبيده ابن وهب بوده و فاخته نام داشته و 4 پسر بدنيا آورده است. 2- جهانه – اين بزگوار همسر ابوسفيان بن حادث بن عبدالمطلب بود که برادر رضاقی رسول خدا (ص) به شمار می رفت.
مشخصات حضرت ابوالفضل العباس (ع) اسم: عباس ابن ابيطالب(ع) کنيه: ابوالفضل لقب :قمر بنی هاشم , باب الحوائج,طيار,اطلس,سقا و غيره تولد: 4 شعبان سال 26 هجری قمری در مدينه شهادت:محرم الحرام سال 61 هجری قمری در کربلا کنار نهر علقمه پدر: امير المومنين علی ابن ابيطالب(ع) عمر مبارک : 35 سال سمت در کربلا : پرچمدار و فرمانده ارتش امام حسين (ع) و سقای تشنه لبان خليفه زمان به هنگام شهادت يزيدبن معاويه قاتل: حليم بن طغيل شمسي
ولادت حضرت ابوالفضل العباس(ع) در روز ولادت ابوالفضل(ع) 4 شعبان سال 26 هجری قمری ام البنبين قنداقه او را به امير المومنين (ع) داد تا بر وی نامی بگذارد.حضرت علی (ع) در گوشش اقامه گقتو اين يکی از سنتهای رسول خداست که در هنگام تولد کودک در گوش او اذان و اقامه بگويندتا از همان بدو تولد با اسامی خدا و رسول او و امام ولی خدا آشنا شود. حضرت علی (ع) به ام البنين فرمود: چه اسمی بر اين طفل گذارده ايد؟ عرض کرد من در هيچ کاری بر شما پيشی نگرفته ام هر چه خودتان ميل داريد اسم بگذاريد.فرمود من او را به اسم عمويم عباس. عباس می ناميدم. پس بازوهای طفل را بوسيد و اشک به صورت نازنينش جاری شد و فرمود گويا می بينم اين دستها دروالطف در کنار شرعه فرات در راه ياری دين خدا قطع خواهد شد. کنيه های حضرت عباس: 1- ابوالفضل –چون او فرزندی به نام فضل داشت بلکه ميتوان گفت پدر تمام فضائل انسانيت و کمال بوده است 2- ابوالقربه 3- ابوالقاسم القاب حضرت عباس(ع) 1- قمر بنی هاشم (ع) : حضرت مردی خوش سيما و خوش قيافه بود و چون سوار اسب می شد پاهايش از کثرت بلند بودن به زمين می رسيد و ضمنا در ميان بنی هاشم از نظر زيبايی ممتاز بود. 2- باب الحوائج: به دليل کثرت بروز کرامات و برآوردن حاجات متوسلين به اوو 3- طيار: يعنی پرواز کننده در فضای قدسی و درجات و مقامات عاليه بهشت 4- اطلس:ظاهرا يکی از معانی اطلس شجاعت است و چون ان حضرت شجاع بوده واز کثرت شجاعت صفوف دشمن را می شکافته به وی اطلس می گفتند. 5- الشهيد. 6- العبد الصالح: يعنی ان کسی که هر چه ميکند برای خدا می کند 7- السقا: حضرت ابوالفضل (ع) از دوم محرم تا شب عاشورا چهار بار آب به خيمه ها برد. هر کسی حاجتی داشت يا آب می خواست به ايشان مراجعه می کرد و او را با الحسين می گفتند تا عباس (ع) زنده بود لشگر بنی اميه جرات تعرض به خيمه ها را نداشتند . لذا امام حسين(ع)بالای سر او فرمودند: چشمهائی که ديشب از بيم تو به خواب نمی رفتند امشب به خواب می روند و چشمهائی که به پشتبانی تو خوش خفتند امشب مضطرب و بی خواب خواهند بود. 8- سپهسالار: چون ايشان فرمانده نيروهای مسلح امام حسين(ع) در روزعاشورا بود و رهبری نظامی ايشان را بر عهده داشت . 9- حامی الظعيفه: به معنی حمايت کننده بانوان 10- ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ المستجار 11- قهرمان القمه: علقمه نام رودی است که به وسيله سپاه به هم فشرده ابن زياد محافظت ميشد تا کسی از ياران امام توان دسترسی به آب را نداشته باشند. حضرت عباس توانست بارها به نگهبانان پليد علقهی حمله کند و پس ز برداشتن آب سربلند به خيمه ها بازگردد. 12- پرچمدار (علمدار) حکايت يزيد به حيرت می افتد در نقلهای تاريخی آمده است که پرچم حضرت عباس (ع) جزو اموال غارت شده ای بود که به شام بردند وقتی يزيد چشمش به آن افتاد در فکر فرو رفت و سه بار از روی تعجب برخاست و نشست . سپس پرسيد : اين پرچم در کربلا به دست چه کسی بوده است؟ گفتند : به دست برادر حسين (ع) که نامش عباس بوده و پرچمداری ميدان حسين را به عهده داشت.يزيد گفت : تعجبم از شجاعت اين پرچمدار است . پرسيدند چطور؟ گفت : خوب به اين پرچم بنگريد, می بينيد تمام قسمتهای ان از پارچه گرفته يا چوب ان بر اثر اصابت تيرها و سلاحهای ديگر آسيب ديده است جز دستگيره آن و اين موضوع حاکی از ان است که تيرها به دست پرچمدار اصابت می کرده ولی او پرچم را رها نکرده استو تنها وقتی که آخرين رمق خويش را از دست داده پرچم از دستش افتاده و لذا دستگيره پرچم اينگونه سالم مانده است. حضرت قمر بنی هاشم(ع) از خردسالی قوی و نيرومند بود و با کارهای خشن و فعاليت های فوق العاده خود را عادت داده بود. در عين حال به حفظ قران و و حديث می پرداختند. در فضائل اخلاقی پيرو پدر بوده در آباری نخلستانها و حفر قناتها و ابادانی مزرعه ها نهايت کوشش را می فرمودند. ايشان موقع فراغت از شغل از شغل کشاورزی در مسجد به تعليم فرائض دينی و احکام و احاديث به مردم می پرداختند.در دستگيری از يتيمان و بينوايان و بيوه زنان ميکوشيد و نسبت به اطاعت از برادران . خواهر بزرگواترش حضرت زينب(س) سعی فراوان می کردند. همسر و فرزندان قمر بنی هاشم (ع) بانوی حرم حضرت قمر بنی هاشم(ع) لبابه دختر عبيدالله بن عباس بی عبدالمطلب پدر و مادر لبابه ام حکيم است قمر بنی هاشم از لبابه به دو فرزند داشت. يکی فضل و ديگری عبيدالله و نسل آنحضرت فقط از عبيدالله ادامه يافته است. ولی در کتاب العباس وشته قمر بنی هاشم (ع) 5 اولاد بلکه 6 اولاد داشته. فضل و عبدالله که از لبابهبودند حسن که مادرش ام ولد لوده وقاسم .و دختری که نام او را ذکر نکرده اند. و محمد که ابن شهراشوب او را از شهدای طفل شمرده است. محمد و عبدالله از جمله فرزندان قمر بنی هاشم هستند که به گفته مورخان در واقعه کربلا به شهادت رسيدند گويند حضرت ابوالفضل (ع) در ميان فرزندان خود علاقه زيادی به محمد داشته ولی در عين حال پس از شهادت برادران. شمشير به کرش بست و فرمود ای نور ديده ار سسخفت اباد جهان به سوی خرم اباد (بهشت)رهسپار شو که ساعتی نمی گذرد. به تو ملحق خواهم شد محمد دست عموی خويش امام حسين0ع) را بوسيد و به ميدان جنگ شتافت . شهادت اين پسر چهارده ساله قمر بنی هاشم را سخت ناراحت و اندوهگين کرد.
نوشته شده توسط:مجنون العباس |
|
درباره وبلاگ
هیات علمدار شهرستان انار
آرشیو مطالب
آبان 1388
مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386
سایر امکانات
|