تبليغاتX
هيئت علمدار شهرستان انار

هيئت علمدار شهرستان انار

 


دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387 | 10:14 قبل از ظهر

فرارسیدن ایام فاطمیه و شهادت حضرت فاطمه زهرا (س) بر شما حامیان ولایت تسلیت باد.

.

نوشته شده توسط:مجنون العباس  |

یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387 | 12:20 بعد از ظهر
ثمره ازدواج مبارك علي عليه السلام و فاطمه زهرا عليها السلام پنج فرزند به نام هاي حسن، حسين، زينب، ام كلثوم و محسن است.
بنابر آن‌چه كه از امام صادق عليه السلام رسيده است «محسن» كه آخرين فرزند زهرا بود، بر اثر تجاوز و هجوم دشمنان اسلام به خانه آن حضرت، در شكم مادر جان داد و به دنبال اين حادثه دردناك و صدماتي كه بر جسم فاطمه عليها السلام وارد آمد، آن حضرت بيماري شديد پيدا كرد و به شهادت رسيد.
زينب، سومين فرزند مهد ولايت است كه به احتمال قوي در سال ششم هجرت در مدينه چشم به جهان گشود.

.....................................................................................................................................

زینت پدر

زينب، يعني زينت پدر و اين نامي است كه خداوند براي دختري انتخاب كرد ، كه با انجام رسالت خويش زينت بخش تاريخ شد و موجب افتخار و سرافرازي خاندان وحي و ولايت گشت. و اين است كه نام زينب در تاريخ كربلا كه تاريخ جاودانگي اسلام و تشيع است، به خاطر فداكاري‌هايش، زيبا،‌درخشان و جاوداني است.
مراسم نام‌گذاري اين درّ ولايت را در تاريخ اين گونه مي‌خوانيم:
.....................................................................................................................................
نامي آسماني
هنگام ولايت زينب كبري، چون رسول خدا در سفر بود، فاطمه از همسرش علي درخواست كرد كه نامي براي فرزندشان انتخاب كند. علي عليه السلام در جواب فرمود: من بر پدرت سبقت نمي‌گيرم، صبر مي‌كنيم تا پيامبر از سفر برگردد. چون پيامبر بازگشت و خبر ولادت نوزاد زهرا را از زبان علي عليه السلام شنيد فرمود: فرزندان فاطمه فرزندان منند ولي خداوند در باره آنان تصميم مي‌گيرد.
بعد از آن جبرئيل نازل شد و پيام آورد كه خداوند سلام مي‌رساند و مي‌فرمايد: نام اين دختر را زينب بگذاريد كه اين نام را در لوح محفوظ نوشته‌ام. آن گاه رسول خدا زينب را گرفت و بوسيد و فرمود: توصيه مي‌كنم كه همه اين دختر را احترام كنند، كه او مانند خديجه كبري است.
يعني همان گونه كه فداكاري هاي خديجه در پيشبرد اهداف پيامبر و اسلام بسيار ثمربخش بود، ايثار، صبر و استقامت زينب در راه خدا نيز در بقا و جاودانگي اسلام از اهميت ويژه‌اي برخوردار است

نوشته شده توسط:مجنون العباس  |

پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1387 | 4:0 بعد از ظهر

کاش رهبران کشور ما هم چنین بودند.  (یک انگلیسی)

احمدی نژاد روستا زاده است، ولی واقعاً مرد جنگ است.
-
زندگی ساده و متواضعانه ای دارد.
-
خوش به حال کسانی که در ایران زندگی می کنند. همان طور که رسول الله فرموده: بر شما همان طور حکومت می شود که خود خواسته اید.
-
او جیره خوار آمریکا نیست!

"دنیا برای دیگران باشد، آخرت برای ماست"
کسانی که درهای عقل را بسته اند، از اینکه او شناخته شود، می ترسند.
-
اینکه عقایدش را قبول دارم یا نه، مسئله ای دیگر است... اما از صمیمیت و تواضعش تقدیر می کنم.
-
من به این آدم افتخار می کنم. فقط در عصر حاضر، دولتمردی مانند او باید بیشتر به ظاهر خود برسد تا بیشتر بتواند بر انسانها تأثیر بگذارد!
-
شعر: ای شاگرد حضرت روح الله راهت باز باشد ای کسی که بر زمین سخت می خوابی! راهت باز باشد. ای کسی که امپریالیسم را له کردی راهت باز باشد و من تو را دوست داریم. (یک مالزیایی!)

- اینکه از میان پادشاهان و حکمرانان، کسی مانند احمدی نژاد پیدا شود، از الطاف خداوند است.

 او دل امام خامنه ای را شاد میکند و من از این موضوع شادمانم. (یک طلبه)
-
احمدی نژاد جنبه های دیگری هم دارد که در این نوشته نیامده. این آدم در این دنیا فقط یک خانه دارد و یک ماشین پژو 504 مدل 1979 ، طبیعی است که چنین آدمی شجاع باشد!
-
این آدم می تواند موجب وحدت مسلمانها شود.
-
برادرم محمود ! خدا یارت!
-
مگر می شود خدا به چنین انسانی کمک نکند!؟ احمدی نژاد و احمد نجدت سزار، اسمشان به هم شبیه است. اما زندگی شان هیچ شباهتی به هم ندارد!
-
رجایی زمانی احمدی نژاد. (یک منتقد)
-
راستگو و صریح است. سیاست نمی کند، بلکه کشورش را اداره می کند. مردم دار است، ساده زیست است.
-
نیازی به گفتن سخن زیاد نیست، فقط در یک کلمه: آدم کوتاه قد بزرگ!
-یک انسان است برابر غرب، سر خم نمی کند. برای مردمش زندگی می کند و مردمش تا آخر از او حمایت می کنند. (یک ارمنی)

کسی گفته بود که ایران در تاریکی قرون وسطی، سیر می کند. بله! ترکیه بدون اجازه ی آمریکا نمی تواند قدم بردارد؛ ایران قرون وسطایی، پروژه ی اتمی اش را تکمیل می کند. سلاح های ترکیه وارداتی است؛ ایران قرون وسطایی موشک هایی می سازد که به تل آویو هم می رسد. خواستم یادآوری کرده باشم. ( یک ترکیه ای اهل استانبول)

هرکس هرچه می خواهد بگوید. من این آدم را دوست دارم!
وقتی اول سخنرانی هایش این دعا "
اللهم عجل لوليك الفرج والعافيه و النصر و اجعلنا من خير انصاره و اعوانه والمستشهدين بين يديه" را میخواند عجیب تکانم میدهد مو بر بدنم سیخ میشود!


- در انتخابات پیش رو، رأی ام را به احمدی نژاد خواهم داد!

- از زندگی خودم خجالت کشیدم. شبیه بودن به رسول الله این گونه است. خداوند به او استقامت دهد. او را الگوی رهبران سنی ما کند. آمین. (یک برادر اهل تسنن)


- ملت ایران انقلاب کرد و با خونش از دینش محافظت کرد. این رهبر را هم خدا به عنوان لطف به آنها داد. این رئیس جمهور مکتبی هم خدا به آنها هدیه داد !
- حیران این آدم ام! بی ارزشی مادیات را به رخ  تمام دنیا می کشد.
- دلش بزرگتر از حجم اش است!...

 

 

 

نوشته شده توسط:مجنون العباس  |

سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1387 | 10:44 بعد از ظهر

 

بسم رب الشهدا و الصديقين


سلام! مي خواهم داستاني را از حضرت آقاي امجد در مورد حضرت آقاي بهجت برايتان نقل كنم.آقاي بهجت و آقاي امجد نيازي به معرفي ندارند. اين دو تن بي شك،‏ از علما و عرفاي برجسته در طول ساليان اخير هستند. و اما داستان:


"در نجف اشرف، زماني كه آقاي بهجت مي رفتند محضر آقاي قاضي، تهمت زدند كه صوفي شده!


پدر آقاي بهجت به ايشان امر كرد كه ديگر حتي يك مستحب هم نبايد انجام بدهي. ايشان هم امر پدر را اطاعت كردند و به طور مطلق يك مستحب هم انجام نمي دادند ؛ مثلاً در ركوع زياده بر ذكر واجب، حتي يك صلوات نمي فرستادند و ساير مستحبات. ولي خدا مي داند تا كجا بالا رفته اند."


اما اتفاقي مشابه همين ماجرا، براي حضرت آقاي خامنه اي نيز اتفاق افتاده است.


در ايام تحصيلي حضرت آقا، در اوج دوران جواني ايشان، پدر ايشان به  بيماري سختي دچار مي شوند که نياز حتمي به مراقب و پرستار پيدا مي کنند. پدر ايشان در مشهد حضور داشتند و ايشان علي رغم اين كه پسر بزرگتر نبودند (پسر دوم خانواده هستند)، براي پرستاري پدر و احترام به مقام ايشان ،‏حوزه علميه قم ،به عنوان مهمترين مركز علمي روحانيت، را ترك گفتند و به مشهد رفتند.


همين احترام خاص اين بزرگان به والدين،‏ يكي از مهمترين دلايل در رسيدن ايشان به مراتب علمي و عرفاني شد.


اللهم عجل لوليک الفرج


خدا هر دو اين بزرگان را براي ما حفظ فرمايد ان شاالله

نوشته شده توسط:مجنون العباس  |

سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1387 | 9:41 قبل از ظهر

از استاد شهيد ، بیش از 70 نامه به پدرشان - در ایام طلبگی و پس از آن - به یادگار مانده است که در تمامی این نامه ها پدر خویش را با عبارت ( روحی فداک ) مورد خطاب قرار داده اند.

روحي فداک. امید و آرزو و درخواستم از درگاه خداوند متعال همواره این بوده و هست که سایه مبارک آن قبله مکرم معظم را بر سر همه ما باقی بدارد و به همه ما توفیق دهد که مشمول دعوات خیریه شما بوده باشیم و به لطف عنایات خود آن دعا ها را درباره ما با همه عدم قابلیت مستجاب فرماید بمحمد و آله الطاهرین.

.... خدا را شکر می کنم که در زندگی محتاج نیستم، روزی کفاف دارم ، به سلامتی و بهداشت خودم و فرزندانم می رسم، وظایف دینی خود را به لطف خدا انجام می دهم ، به کار تحصیل و تربیت فرزندانم رسیدگی میکنم ، من بر کار مسلطم نه کار بر من ، علی الظاهر در جریان زندگی مظالمی به گردنم نمی آید ، نانی که می خورم نان کار و زحمت است، آبرو و احترامم محفوظ است.

 

نوشته شده توسط:مجنون العباس  |

دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1387 | 9:18 قبل از ظهر
س1: آيا گوش دادن به نوارهاى موسيقى خارجى و يا موسيقى‌هاى ايرانى كه در خارج ضبط مى‏شود، مجاز است يا خير؟
ج) هرگونه خوانندگى و نوازندگى كه مطرب و لهوى متناسب با مجالس عيش و نوش و خوشگذرانى باشد، حرام است.

س2: برخى از خوانندگان شعرهايى را مى‏خوانند كه محتواى عرفانى دارد (مثلاً برخى از اشعار حافظ را) حكم گوش كردن به چنين آوازى چيست؟
ج) اگر خوانندگى بصورت غنا (كه عبارت است از رفت و برگشت صدا در گلو همراه با طرب و متناسب با مجالس لهو و گناه) باشد، حرام است و فرقى نيست مضام

س1: حكم خريد سه تار و يادگيرى نوازندگى با آن چيست؟
ج) آن دسته از آلات موسيقى كه عرفاً از آلات مشترك و قابل استفاده براى كارهاى حلال محسوب مى‏‏شود، خريد و فروش و استفاده از آن به قصد منفعت حلال جايز است، ولى خريد و فروش و استفاده از آلاتى كه عرفاً از آلات مخصوص لهو (موسيقى حرام) محسوب مى‏‏شود، جايز نيست.

س2: چه آلاتى لهو محسوب مى‏شوند؟
ج) آلاتى كه نوعاً در لهو و لعب بكار مى‏‏روند و منفعت حلالى در بر ندارند، آلات لهو محسوب مى‏‏شوند.

س: به چه نوع موسيقى يا خوانندگى، لهوى گفته مى‏شود؟
ج) هر نوع خوانندگى و نوازندگى كه انسان را از خداوند متعال و معنويات و فضائل اخلاقى دور نموده و به سمت بى‏بند و بارى، بيهودگى و گناه و شهوترانى سوق دهد، لهوى بوده و حرام مى‏باشد.

س: استفاده از آلات موسيقى (مانند ارگ) و يا استفاده از طبل و سنج در مراسم عزادارى ائمه معصومين «عليهم السلام» چه حكمى‏ دارد؟
ج) استفاده از آلات موسيقى، مناسب با عزادارى سالار شهيدان (عليه السلام) نيست و شايسته است مراسم عزادارى به همان صورت متعارفى كه از قديم متداول بوده برگزار شود. البته استفاده از طبل و سنج به نحو متعارف اشكال ندارد.

س: اگر در مكانى باشيم كه موسيقى لهوى بى‏اختيار به گوش ما مى‏رسد (و نهى از منكر هم اينجا اثرى ندارد) چه وظيفه‏اى داريم؟
ج) اگر ترك آن محل و يا آن مجلس ممكن نباشد و يا موجب مشقت باشد، شما به آن اعتنا و توجه نكنيد اگر چه بى‏اختيار به گوش شما برسد.

س: اگر در يك مجلس عروسى از نوارهاى مبتذل و يا موسيقى و آلات موسيقى مانند ارگ و امثال آن استفاده شود، رفتن به اين گونه مجالس چه حكمى‏ دارد؟
ج) اگر حضور در آن مجلس موجب ارتكاب گناه و يا تأييد آن باشد يا نهى از منكر متوقف بر خروج از آن مجلس يا شركت نكردن در آن باشد، بايد آن مجلس را ترك كرده و يا شركت ننمائيد.

نوشته شده توسط:مجنون العباس  |

جمعه سیزدهم اردیبهشت 1387 | 3:58 بعد از ظهر

شجره نسب عمر بن خطاب

 

لعنة الله گفت : «أیها الناس ! تعلموا أنسابکم أرحامکم  ولایسألنی أحد ما وراء الخطاب »

یعنی ؛ ای مردم ! نسب خود را یاد بگیرید و کسی از قبل از خطاب از من سئوال نکند ( تاریخ المدینة المنورة ج 3 ص 797)

 

صهاک  ......... ● عبدالعزی : با صهاک زنا کرد و نفیل بدنیا آمد.

 

 صهاک ..........● نفیل : با مادر خود صهاک زنا کرد و خطاب بدنیا آمد.

 

صهاک............●خطاب : با مادر و مادربزرگ خودش زنا کرد و حنتمه بدنیا آمد.

 

خطاب ...........● حنتمه : پدرش خطاب باش زنا کرد و عمر به دنیا امد

 

 

                      عمر ( علیه ما یستحق )

 

پیامبر فرمود: لایبغضک یا علی إلا ولد الزنا ؛ (أسنی المطالب ص 58)

 

هرکه را علی بود کینه در سخن

خارجی دارش و نیست از پدرش

پسر را اسیر دامن مادرش نمای

و نیست او را پدر در کمرش

 

نوشته شده توسط:مجنون العباس  |

پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1387 | 9:53 قبل از ظهر
توسّل به امام زاده ها براى برآورده شدن حوايج مشهور و مجرّب است،  ولى عدّه اى در توسّل به حضرت رسول ـ صلّى اللّه عليه وآله وسلّم ـ بر ما ايراد مى گيرند و ـ نعوذباللّه  ـ مى گويند:
«عَصاىَ خَيْرٌ مِنْ مُحَمَّدٍ!» عصاى من از محمّد برتر است!
حتما براى اين كه با عصا حدّاقل مى توان گرگ را از گوسفند دور كرد، ولى ـ نعوذباللّه  ـ او مرده و خاك شده است!
«وَ مَن لَّمْ يَجْعَلِ اللَّهُ لَهُو نُورًا فَمَا لَهُو مِن نُّورٍ »(1)

 هر كس كه خدا براى او نورى قرار نداده باشد، نور نخواهد داشت.
آقا سيّد محسن امين ـ قدّس سره ـ به نقل از آن ها مى گويد: چه تهمت ها به ما مى زنند كه ما اين سخن را گفته ايم، ولى آقا سيّد محسن ـ قدّس سره ـ مى گويد: تعجب است كه الآن هم اين سخن از آن ها شنيده شده است و نمى گذارند كه حجّاج ضريح آن حضرت ـ صلّى اللّه عليه وآله وسلّم ـ را ببوسند! مأمورين دورِ ضريح پيغمبر ـ صلّى اللّه عليه وآله وسلّم ـ اين سخن را مى گويند، همين آقايان قبر يَسَع نبى ـ عليه السّلام ـ در دمّام ـ شهرى بين اَحسا و قطيف ـ را، منهدم كردند، و نيز قرآن را جلوى قبر پيغمبر چيده اند تا با قرآن، صاحب قرآن را بپوشانند، همان گونه كه برادر و دوست معاويه، عمر و عاص قرآن را جلو اميرالمؤمنين ـ عليه السّلام ـ علم كرد!
«فَلِلَّهِ الْحُجَّةُ الْبَــلِغَةُ»(2) حجّت رسا از آن خداست.
چه افرادى را كه كشتند! و چه ناموس ها كه بر باد دادند! و چه ظلم ها كه به هنگام فتح بلاد مرتكب شدند! و چه فواحش كه در قصرهايشان حتّى الى الآن دارند!
همين آقايان كه مى گويند: ما سنّى هستيم، اوّلين گنبدى كه هدم كردند، گنبدِ زيد بن الخطاب، برادر عمر بن الخطاب بود و قبر عثمان ـ كه در آخر بقيع واقع است ـ را منهدم كردند. آيا او هم شيعه بود؟! آيا اين همه علماى سنّى كه ردّ بر وهابيّت نوشته اند، شيعه اند؟!
همين آقايان شعائر اسلام و محترمات و مقدّسات حتّى در نزد سنّى ها را از بين بردند، قبور زوجات نبى ـ صلّى اللّه عليه وآله وسلّم ـ ، مالك، حضرت يَسَع و حضرت اسماعيل، و ائمه ى بقيع ـ عليهم السّلام ـ و... را با خاك يكسان كردند!

1. سوره ى نور، آيه ى 40.
2. سوره ى انعام، آيه ى 149.

نوشته شده توسط:مجنون العباس  |

پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1387 | 9:50 قبل از ظهر
شیخ جعفر تبریزی فرزند آیة الله العظمی میرزا جواد تبریزی (قدس سره) می گوید: هرگاه آماده می شدیم که به حج اعزام شویم به خدمت مرحوم فقیه مقدس میرزا جواد تبریزی (رحمه الله) می رسیدیم و ایشان در حالی که اشک چشمانشان را فرا می گرفت نصیحت می کردند.

می فرمودند قدر آن جایی که می روید را بدانید و تا می توانید با خلوص کامل زیارت کنید و به رسول اعظم (صلی الله علیه وآله) و ائمه اطهار (علیهم السلام) متوسل شوید و از آنان مدد بگیرید، ایشان حج را بهترین موقعیت تبلیغ تشیع می دانستند و می گفتند هر کس در حد توان خود باید در جهت انتشار مذهب بر حق تشیع تلاش کند و به ملتهای مختلف با کردار و رفتار خود محبت تشیع را در دل آنان بیندازد و هر شیعی باید در مسجد النبی و بقیع و مسجد الحرام مواظب حرکات و سکنات خود باشد و ضمن انجام اعمال عبادی و توسل به مقام شامخ اهل بیت (علیهم السلام) طوری عمل کند که باعث جذب قلوب دیگران شود و این فرصت الهی همیشه نصیب انسان نمی شود و خوشا بحال آنان که با اخلاص قدر آن روزها را بدانند و با یاری گرفتن از خداوند متعال و توسل به اهل بیت (علیهم السلام) نورانیتی بر خود کسب کنند.

در هر جا هستید توسل کنید و مخلصانه به درگاه خداوند اهل بیت (علیهم السلام) را واسطه قرار دهید و در مسجد الحرام و مسجد النبی و بقیع بر یکدیگر دعا کنید.

نوشته شده توسط:مجنون العباس  |

دوشنبه نهم اردیبهشت 1387 | 6:42 بعد از ظهر

 هيئت چيست؟ هيئتي كيست؟
تا حالا پا داده يك بار رو دلت پا بذاري
دلت و تو دامن مهدي يه بار جا بذاري
دو تا چشمات و پر از حلقه هاي بسته كني
اشك چشمات و برا مهدي يه گلدسته كني
چرا ما وقتي تو سختي داد و بي داد مي كنيم
اون موقع از آقامون مهدي فقط ياد مي كنيم
چرا ما جمكرون و يه باب حاجات مي بينيم
خونه ي گرفتن جواز لذات مي بينيم
يا مريضيم و مي خوايْم آقا ما رو شفا بده
يا جواز حرم مكه و كربلا بده
تا حالا شده يه بار مردونه جمكرون بريم
* * *
ولي با فكر سلامت امامْ زمون بريم
واسه هر امام معصومي شمايل مي كشند
اما روي مهدي رو يك گل و يك دل مي كشند
معني اش اينه كه ما زجري تو دنيا كشيديم
هر چي گشتيم توي دنيا آقامون رو نديديم
آقامون توي بهشت وقتي كه آفتابي مي شه
مثل دريا چشاي فرشته ها آبي مي شه
لبا از بوسه به پاش احساس آتَش مي كنند
مي گن حوريا هزار بار واسه اون غَش مي كنند
حوري با اون همه زيبايي پيشش كم مي آره
عمريه داره كه دوريش واسه ما غم مي آره
يوسف زهرا اگه پرده ز چشماش وا كنه
يه نفس مي تونه پير و جوون و شيدا كه
بيا مهدي كه داره عمر همه هدر مي ره
كودك شيعه ي تو راهش و بي پدر مي ره
قربون اون پدري كه واسه ما خون جگره
هيئت و هيئتي تو مجلس اون در به دره
* * *
هيئتي هم تو و هم من دو تا هئيت پيشه ايم
شب و روز واسه ي هيئت همه در انديشه ايم
هيئتي ارزش تو بيشتر از اينهاست كه داري
مبادا به عشق دنيا تو عزا پا بذاري
هيئتي ذكر و سرود، سبك و سياق موندني نيست
توي هيئت چيزي غير معرفت خوندني نيست
هيئتي كار بكن يه بار آقا رو ببيني
وقتي پاي روضه ي مقتلِ ارباب مي شيني
هيئتي اگه دلت خالي ز هر ريا بشه
توي يك هيئت خلوت درد تو دوا بشه
هيئتي اگه دلِ خسته ات و با صفا كني
مي توني به سادگي گريه برا عزا كني
شده صد بار آدما مكه و كربلا مي رند
اما خود نمي دونند دارند سوي كجا مي رند
بخواه تو دعا فقط معرفت و خدا بده
بعد معرفت بهت جواز كربلا بده
وقتي تو مجلس هيئت با وضو زار بزني
مي توني گلي به باغِ دلِ دلدار بزني
بعد هر مجلسي با خودت كمي حساب بكن
بيا و قلب خودت رو خالي از جواب بكن
بگو من كه عمريه به سينه و سر مي زنم
كجا هستم، در خونه ي كي ام در مي زنم
من مبادا كه از اين لحظه ديگه گناه كنم
يا به نامحرمي از راه خطا نگاه كنم
من يه اربابي دارم براي قلبم عزيزه
اگه من گناه كنم اشك غريبي مي ريزه
حافظ قرآن لبهاش ولي من چه حاصلم
تا حالا يه آيه حرفاي خدا نيست تو دلم
من كه مهدي آقامو امام عظما مي خونم
واسه چي نمازم و تو فكر دنيا مي خونم
اگه اين حرفا رو با دلت يه بار باز بكني
مي توني زندگيه هيئتي آغاز بكني
مي توني از سينه ات نعره ي غيرت بكشي
مي توني چند تا جوون رو سوي هيئت بكشي
مي توني تو هر دلي خواستي بري خونه كني
مثِ قلبت همه آدما رو ديونه كني
مي توني حاجت تو ز دست مهدي بگيري
توي روضه حسين جد غريبش بميري
ديگه آقات مي گه مرحبا بيا مال مني
هر كجا پا بذاري عاشقي دنبال مني
ديگه آقات نمي ره تو خيمه اش ناله كنه
چشماش و حريم لغزش هزار ژاله كنه
لحظه اي مي آد كه آقات تو رو مهمان مي كنه
شب مردنت آقا مي آد و جبران مي كنه

نوشته شده توسط:مجنون العباس  |

پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1387 | 10:13 بعد از ظهر

هيئتيان گرامي، علمداريان عزيز:

ما بايد اين مطلب را بياموزيم كه به توسل به اولياء الله و صالحان قناعت و اكتفا نكنيم. اصلاً توسل درسي است براي ما، چرا به آنها متوسل مي شويم؟ براي اينكه در پيشگاه خدا آبرومندند، چرا آبرومندند؟ براي اعمال صالحشان، پس ما بايد به طرف اعمال صالح پيش برويم. توسل به ما درس مي دهد كه تقرب به خدا از طريق اعمال صالح است و توسل به اولياء الله به خاطر اعمال صالحشان مي باشد، آنها در پيشگاه خدا مقرب شدند و ما از آنها مي خواهيم كه نزد خداوند براي ما شفاعت كنند، پس ما هم بايد بكوشيم آن مسيري را كه آنها طي كرده اند دنبال كنيم. توسل بايد تبديل به يك مكتب انسان ساز و تربيت كننده شود، مبادا در توسل متوقف شويم و آن اهداف عاليه توسل را فراموش كنيم و بايد شورمان همراه با شعور باشد، اين امر مهمي است كه همه ما بايد به آن توجه داشته باشيم.

                                                                                                              ان شاء الله

 

نوشته شده توسط:مجنون العباس  |

 

                          

تمام هستی ام تحت لوای نورانیت مهدی

                                              کام  من  تشنه نوای  نورانیت مهدی     

ذکر  تو  قوت  قلب  هر  مومن  است

                                              تن وجانم  بیمه  ثنای  نورانیت مهدی

دل  و  جانم  روشن  از  صفای  توست

                                          ای مروه وصفافدای سرای نورانیت مهدی

تمام زمین و اهلش سلامت به سربرند

                                         به  یمن  قدوم  و  ولای  نورانیت  مهدی

 هر روزو شب دیدار با تو آرزوست

                                        دیده روشن شود از نمای نورانیت مهدی

حجاب  تو  بهر  منتظر "گناه اوست

                                          غفران   او   به  دعای  نورانیت  مهدی

                                                         

                     

نوشته شده توسط:مجنون العباس  |

چهارشنبه چهارم اردیبهشت 1387 | 10:48 قبل از ظهر

شيخ مفيد در كتاب "ارشاد" مي فرمايد:رواياتي بما رسيده است كه متضمن ذكر علامات امام زمان و ظهور قائم است ،و مشتمل بر حوادثي است كه پيش از آمدنش واقع مي شود و هم آيات و علائمي خواهد بود از جمله:

خروج سفياني، كشته شدن سيد حسني و نزاع بني عباس بر سر سلطنت دنيوي و گرفتن قرص آفتاب در نيمه ماه رمضان و گرفتن ماه در آخر آن ماه  ،در "بيدا"زمين فرو مي رود و يك فرو رفتگي در زمين مغرب و ديگري در مشرق پديد مي آيد .آفتاب از ظهر تا عصر از حركت مي ايستد و آفتاب از سمت مغرب طلوع مي كند و مردي پاك دل با هفتاد مرد صالح در بيرون كوفه به قتل مي رسند.و كشته شدن مردي هاشمي در بين ركن و مقام و خراب شدن ديوار مسجد كوفه و آمدن پرچمهاي سياه از خراسان و خروج مرد يمني و قيام مردي از اهل مغرب در مصر و تصرف شهر شامات توسط وي و فرود آمدن لشكر ترك در جزيره و روميان در رمله و طلوع ستاره اي از شرق كه مانند ماه مي درخشد، آنگاه گرفته شود و كماني به طوريكه دو سر آن مي خواهد به هم برسد و سرخي در آسمان پديد آيد و در اطراف آسمان پخش گردد و آتشي دراز در مشرق نمايان مي شود و سه روز يا هفت روز در هوا مي ماند و عرب از قيد ذلت آزاد مي گردند و شهرها را تصرف نموده و از فرمان پادشاه عجم بيرون مي آيند.

اهل مصر حاكم خود را مي كشند و شام ويران مي شود سه لشكر با پرچمهاي مشخص در آنجا به جان هم مي افتند ،پرچمهاي قيس و عرب به مصر درآيند و پرچم كند بحران مي رود و لشكري از جانب مغرب مي آيد و در خرابه هاي حيره منزل مي كند . پرچمهاي سياه از مشرق به طرف حيره مي آيند و شكافي در نهر فرات پديد مي آيد و آب آن كوچه هاي كوفه را مي گيرد.شصت نفر دروغگو كه همه مدعي پيغمبري هستند خواهند آمد و قيام دوازده نفر از نسل ابوطالب كه همه ادعاي امامت دارند .بستن پلي در بغداد نزديك محل كرخ ، و برخاستن باد سياهي در اول روز در بغداد  و هم زلزله اي در آنجا مي آيد كه بسياري از مردم را در زمين فرو مي برد .و ترس بر اهل عراق و مردم بغداد مستولي مي شود. و مرگهاي سريع آنها را از پاي در مي آورد . و آفت به جان و مال و محصول آنها مي افتد. و ملخ هاي به موقع و بي موقع مي آيد و غله و كشت و زرع آنها را مي خورد و زراعت آنها تقليل ميابد.

دو دسته از مردم عجم به جان هم افتاده ، خون بسياري در ميان آنها ريخته مي شود. بردگان از فرمانبرداري آقايان خود سر باز مي زنند و ارباب خود را به قتل مي رسانند. و بعضي از بدعت گذاران دين از صورت آدمي بيرون مي آيند و به صورت ميمون و خوك مي شوند و بردگان بر شهرهاي بزرگ غلبه يابند و صدايي از آسمان مي آيد به طوريكه تمام ساكنان زمين هر كس با زبان خود آنرا مي شنود. و يك صورت و سينه براي مردم در نور آفتاب آشكار مي شود . و مردگاني از قبرها بيرون آمده به دنيا بر مي گردند و با مردم معاشرت نموده به ملاقات يكديگر مي روند ، آنگاه اين علائم با آمدن بيست و چهار باران ختم مي شود.

سپس زمينهاي مرده زنده و سر سبز شده، بركات آن آشكار مي گردد و تمام بدبختيها از پيروان حق يعني شيعيان مهدي (عج) بر طرف مي شود. در آن هنگام متوجه مي شوند كه او از مكه ظهور مي كند و براي ياري او به مكه مي روند. جنانكه در اخبار آمده است.

سپس شيخ مفيد مي گويد : پاره اي از اين وقايع حتمي است كه بايد واقع شود و پاره اي مشروط به شرايطي است.

بر گرفته از كتاب "مهدي موعود"،علامه مجلسي،ترجمه علي دواني،ص 996

نوشته شده توسط:مجنون العباس  |

سه شنبه سوم اردیبهشت 1387 | 11:48 قبل از ظهر
ای مشک تو لا اقل وفاداری کن

                                      من دست ندارم تو مرا یاری کن

من وعده آب تو به اصغر دادم

                                      یک جرعه برای او نگهداری کن

ای مشک نگه کن تو به بالای سرم

                                      زهراست نشسته آبرو داری کن        

نوشته شده توسط:مجنون العباس  |

سه شنبه سوم اردیبهشت 1387 | 11:22 قبل از ظهر

گفتم که در فراقـــت عمريست بي قرارم
گفت از فــــراق ياران من نيـز بي قــرارم
گفتـم به جز شما من فريادرس نـدارم
گفتا به غير شيعه من نيز کـس ندارم
گفتم که ياورانت مظلوم هر ديارند
گفتا مرا ببينيد مظلوم روزگارم
گفتم که شيعيانت در رنج و در عذابنـد
گفتا به حال ايشان هر لحظه اشکبارم
گفتم که شيعيانت جمـعند به ياري تو
گفتا که من شب و روز در انتظار يارم
گفتم که چشم شيعه گريان بود به راهـت
گفتا که من هميشه بر ديده اشک دارم
گفتم که دشمن تو در فکر محو شيعه است
گفتا به حال شيـعه هر لحظه پاسدارم
گفتم که انتقام مادر تو کي بگيري
گفتا به چشم گريان من لحـظه مي شمارم
گفتم به شيعيانت آيا پيام داري
گفتا که گفته ام من هر دم در انتظارم
گفتم که اي امامم از ما چرا نهاني
گفتا به چشم محرم هموراه آشکارم
گفتم به چشم انوار آيا تو پا گذاري
گفتا که شستشو ده شايد که پا گذارم

نوشته شده توسط:مجنون العباس  |

سه شنبه سوم اردیبهشت 1387 | 10:0 قبل از ظهر

يكي از نزديكان امام خميني(ره) مي گويد: اگر ما بدون توجه قرآن را روي زمين مي گذاشتيم، امام آن را بر مي داشت و مي فرمود: قرآن نبايد روي زمين بماند.

امام امت رحمه الله عليه وقت تلاوت قرآن و ذكر مصيبت اهل بيت عليهم السلام روي زمين مي نشست.

روز 12 بهمن 1357 هنگامي كه امام از هواپيما پياده شد، به هيچ وجه حاضر نشد جلوتر از برادر بزرگش راه برود.

امام با همه محترمانه برخورد مي كردند، در دوران زندگيشان من تاكنون نديدم يك مرتبه يك كسي را بلند صدا كند، اسم كارگرشان را هم سبك صدا نمي زند و با احترام نام مي بردند.

.

نوشته شده توسط:مجنون العباس  |